روز نوشته های یک تبعیدی

هر حسی است به خاطر هوای توست زادگاهم هلیله

آ نجا که چشم تست ، شهاب های خاکستر شده و ستارگان فرو مرده شفا می گیرند و هر جا که نظر می

 افکنی ، رویشگاه جاوید گیاهان می شود ، و در این میان ، ذره ای هستم که در دور ترین کهکشان های

 حیات به جاذبه خورشیدی چشمان تو گرفتار امده است ، می آیم ، از گردابهای فضائی می گذرم ، 

از کوهستان  می گذرم و چون در مدار نورانیت قرار می گیرم ، بدل به نیزه ای آتشین می گردم که به اعماق عدم پرتاب می شود. 


ای ناگشوده ترین اسرار ! ای کلام ناپذیر عبارت ناشناس ! ترا به ناشناخته ترین مدایح ، ترا به ناشنیده ترین ستایش ها تقدیس می کنم . ای آرزوی ماورائی ! ای محال زیبا ! ای  بزرگ ! ای  ! مرا در این جنگل آهنین در این دنیای دودآلود سیاه ، غریب و تنها   می گذار 


  

نوشته شده در سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1392ساعت 11:45 ب.ظ توسط تبعیدی . نظرات (3)

Design By : Pars Skin